مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
47
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
سخنى با خواننده جايگاه و ضرورت علم اصول علم اصول و علم فقه به يكديگر وابستهاند همانند وابستگى فلسفه و منطق . علم اصول فقه ، مهمترين علمى است كه تسلط برآن براى فقيه ضرورت دارد هرچند فقيه مىبايست بر علوم زيادى مقدمتا آگاه باشد ولى اهميت هيچكدام مانند اصول فقه نيست . علم اصول در واقع علم دستور استنباط است . كه روش صحيح استنباط احكام شرعى از منابع فقه را بيان مىكند و عناصر مشتركى كه در عمليات استنباط و حكم شرعى به كار مىآيند را مشخص مىنمايد . ازاينرو علم اصول مانند علم منطق يك علم دستورى است يعنى در اين علم درباره يك سلسله « بايد » ها سخن مىرود نه درباره يك سلسله « است » ها . « 1 » در ابتدا ، اهميت بحث و بررسى درباره عناصر تأثيرگذار در استنباط و عوامل اصلى و مشترك آن خيلى روشن نبود اما بتدريج ، با وسعت پيدا كردن عمليات استنباط و تفكر فقهى ، اهتمام به عناصر مشترك و پرداختن به مسائل اصولى به صورت مستقل پديد آمد و ضرورت آن به حدى رسيد كه به عنوان علمى به قاعده ، شكلى منطقى به خود گرفت و مستقل شناخته شده . ناگفته پيداست كه اين امرى طبيعى است ، زيرا هيچ علمى ناگهانى پيدا نمىشود . بلكه حالت تدريجى دارد . ابتدا به صورت يك سرى انديشههاى پراكنده و ناپيوسته ظاهر مىشود و كمكم به شكل مجموعههايى منسجم و مرتبط درمىآيد و سپس شكلى منطقى به خود مىگيرد و با نظاموارهاى معنادار در قالب يك علم بروز مىنمايد و به همين دليل بعضى براى علم اصول فقه نيز دوره تولد ، مرحله تحول و دوران كمال تصوير و توصيف كردهاند . علم اصول پديدهاى تفنّنى نيست كه به سبب تنوع فكرى و مباحث صرفا علمى ايجاد شده باشد بلكه يك نياز طبيعى است كه در مسير دسترسى به احكام شرعى و وظايف مكلفين ضرورت يافته و براى انجام درست عمليات استنباط و طريقه فهم حكم شرعى ، و استخراج آن از منابع و مصادر اسلامى ايجاد شده است . فقها متوجه شدند كه در خلال عمليات استنباط ، يك سرى عناصر مشترك وجود دارد كه بدون آنها استنباط ممكن نيست ، بدينسان بحث مستقل از اين عناصر مشترك مطرح شد و علم اصول فقه در دامان علم فقه ظهور يافت . شهيد صدر در كتاب « المعالم الجديدة » مىفرمايد : نياز به علم اصول يك نياز تاريخى است . . . پيدايش علم اصول در پاسخ به نياز و حاجت شديد عمليات استنباط به عناصر مشترك بوده است . نياز عمليات استنباط به عناصر مشترك يك نياز تاريخى است و با دور شدن از عصر نصوص روز به روز شديدتر و بيشتر مىشود . نياز به بحث و بررسى درباره عناصر مشترك ، قواعد عامه ، قواعد اصولى و قواعد فقهى مانند حجيت خبر ، حجيت
--> ( 1 ) . مطهرى ، مرتضى ، مجموعه آثار ، ج 2 ، انتشارات صدرا ، 1381 ، ص 27 با اختصار .